الشيخ أبو الفتوح الرازي

127

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

ضعف اين حاضر كند و ده درويش را بيارد تا بخورند و روا نباشد كه نصيب ده كس از اين مقدار كه گفتيم به كمتر از ده كس دهد بنزديك ما و فقها خلاف كردند و اگر طعام ندارد بها بدهد روا باشد لما جاء فى الاخبار . و شافعى گفت : هر درويشى را مدّى دهد به مدّ پيغامبر - صلَّى اللَّه عليه و آله - و آن يك رطل باشد و ثلث و اين قول زيد ثابت است ، و عبد اللَّه عبّاس و عبد اللَّه عمر و سعيد بن المسيّب و القاسم و سالم و سليمان بن يسار و عطا و حسن بصرى ( 1 ) تمسّك كردند در اين باب به خبر ابو هريره كه روايت كرد كه ( 2 ) مردى بنزديك رسول آمد - عليه السّلام - و گفت : يا رسول اللَّه ! من در روز ماه رمضان با حلال خود خلوت كردم ( 3 ) ، گفت برو برده‌اى آزاد كن ، گفت : ندارم ، گفت : برو دو ماه پيوسته روزه‌دار ، گفت : نتوانم ، گفت : شصت درويش را طعام ده . گفت از كجا آرم ؟ رسول - عليه السّلام - بفرمود تا پانزده صاع خرما بياورند ( 4 ) و به او داد ، گفت : اين به شصت درويش ده . گفت : و اللَّه كه در همهء مدينه از ما درويشتر كس را نمىدانم . گفت : برو و بر اهل خود نفقه كن و دگر مانند اين ( 5 ) مكن . گفتند : جاى حجّت در خبر آن است كه پانزده ( 6 ) صاع چون بر شصت درويش قسمت كنى هر يكى را مدّى رسد براى آن كه صاعى چار مدّ باشد . و ابو حنيفه گفت : اگر گندم خواهد دادن نيم صاع دهد و آن دو مدّ باشد و اگر جو و خرما و ميويز ( 7 ) خواهد دادن يك صاع كمتر نشايد ( 8 ) و اين قول عمر است و عبد اللَّه ( 9 ) پسرش ، و شعبي و نخعى و سعيد جبير و مجاهد و حكم ( 10 ) و ضحّاك ( 11 ) تمسّك كردند به حديثى كه روايت كردند كه : و سقى پيش پيغامبر آوردند او به مردى داد كه بر او كفّارتى واجب بود گفت : برو و اين به شصت درويش ده ، و وسقى شصت صاع

--> ( 1 ) . مج ، مت ، وز و . ( 2 ) . مج ، مت ، وز : او گفت . ( 3 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : صحبت كردم . ( 4 ) . وز : بياورند ، آج ، لب : آوردند . ( 5 ) . مج ، مت ، وز : آن . ( 6 ) . يازده / پانزده . ( 7 ) . ديگر نسخه بدلها : مويز . ( 8 ) . مج ، مت : نباشد . ( 9 ) . مج ، مت : عبد اللَّه عباس . ( 10 ) . لب : حكيم . ( 11 ) . وز و .